محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

19

مجمع الانساب ( فارسى )

صفاريان طايفهء اول از طوايف هشت گانه ملوك بنى ليث‌اند كه ايشان را صفاريه گويند يعقوب بن ليث الصفار و اين ليث مردى رويگر بود از شهر سيستان . و او را دو پسر بود : مهترش يعقوب و كهتر عمرو . و يعقوب همتى بزرگ داشت و از كودكى باز سوداى ملك و ملكدارى در دماغ او متمكن بود . گويند هر روز هرچه به رويگرى كار كردى با جمعى طفلان همسن خود صرف كردى به قرار آن كه بر سر ايشان حاكم باشد . و ميان آن كودكان حكم كردى به موجب راستى . و به علو همت زندگانى كردى . و راه هركسى از كودكان پيدا كرده بود يكى را وزارت و يكى را نيابت و يكى فراش و يكى طباخ چنانچه معهود است . و هركسى كه به گناهى گرفتى چون گناه بر وى درست شدى آن شرط كه كرده بودى با وى بجاى آوردى . و چنان شد كه مردمان به تماشاى بارگاه و لشكرگاه او شدندى . و چون پدرش بمرد هرچند دستگاه رويگرى كه داشت بفروخت و بر آن متابعان خود نفقه كرد . چون آن كودكان به عهد شباب رسيدند دويست مرد عيارپيشه بودند . و در آن حدود سيستان شهرهايى بود كه همه كافر بودند . و يعقوب و عمرو هر دو مسلمان بودند و متابعان همچنين . و آن دويست مرد هر روز به سرحد بلاد كافران شدندى و كاروانهاى ايشان را بشكستندى و مال بستدى و اگر مسلمانى در كاروان بودى او را هيچ نگفتى . و يعقوب را در آن طرف هيبتى افتاد و ملوك آن طرف در دفع او اهمال ورزيدند و گفتند نمىارزد سپاهى به دفع مشتى كودكان برنشاندن . و مملكتى است در آن حدود كه آن را « رخود » گويند و به ملك بست و كابل نزديك است و